"پیامبران بی اخلاق" یا "لزوم وقوع انقلاب فرهنگی خبررسانی"
1:
"اصلاح طلبها در صدر جدول انتخابات"؛ بنا بر گزارش ... در جریان برگزاری مراسم قرعه کشی برنامههای صدا و سیما کاندیداهای جریان اصلاح طلب با اخذ شمارههای 11 و 12 در صدر جدول قرعه کشی برنامههای تبلیغاتی صداوسیما قرار گرفتند.
"محسن رضایی اول شد، جلیلی آخر"؛ بنا بر گزارش ... در مراسم قرعه کشی روز جمعه(دیروز) محسن رضایی اولین کاندیدای بود که انتخاب شد و سعید جلیلی آخرین نفر.
"نشانهای برای ولایتی"؛ به گزارش ... به نقل از ... نمایندهی علی اکبر ولایتی در جریان قرعه کشی برنامههای انتخاباتی دیروز(جمعه) در سازمان صدا و سیما، شمارهی 13 را از گردونه بیرون کشید. وی با تاکید بر تقارن 13 رجب و شمارهی 13 این اتفاق را خوش یمن دانست.
و...
2:
اولین بخش هر خبر یعنی تیتر آن، مهمترین بخش در خبررسانی است، خبررسان مجبور است تمام متنی که سعی در انتقال آن را دارد درچند کلمه خلاصه کند. از طرف دیگر تیتر خبر، امکان جذب مخاطب را فراهم میکند. از این موارد مهمتر این است که تیتر این قدرت را دارد که مخاطب را بدون مطالعهی خبر تحت تاثیر قرار داده و وی را با خبررسان همسو سازد و همچنین اینکه در فرایند انتشار خبر "تیتر" اولین و مهمترین بخش محتوای انتقالی را تشکیل میدهد. از این رو جامعهای که به متن اخبار دسترسی ندارند یا علاقهای برای پیگیری ندارند را به صورت غیرمستقیم تحت تاثیر قرار داده و آن را با خبررسان همسو میسازد. نمونهی بارز این مسئله را میتوان در اخبار مربوط به دولت مشاهده کرد.
حقیقت این است که در رسانههای ما "شهوت تیترزنی" حکمرانی میکند، تا آنجا که "زردی" تیتر برخی اخبار و تکرار وقوع این اتفاق تلخ، کار را به جایی رسانده که پدیدهای به نام "رسانههای زرد" بوجود بیایند.
3:
رسانهها پیامبران عصر ارتباطاتند و لازمهی پیامرسانی رعایت دو اصل اساسی است؛ اولی پیروی نکردن از هوا و هوس در خبررسانی آنچنان که خداوند در وصف پیامبراعظم میفرماید: "ما ینطق عن الهوی" و دیگری امانتداری در پیامرسانی است. اهمیت بخش دوم در درگاه الهی آنچنان زیاد است که خداوند پیامبر خاتمش را تهدید میکند که اگر این مورد را مراعات نکند رگ قلبش را قطع خواهد میکند(الحاقه-44-46)!!!
ناگفته پیداست رسانهها امروزه خود را ملزم به رعایت هیچکدام از این دو اصل اساسی خبررسانی نمیدانند. امروزه شاهد پیامرسانانی هستیم که اخبارشان در عرض چند دقیقه تکذیب میشود یا پس از مدتی مشخص میشود آنچنان ناقص خبررسانی کردهاند که با اصل خبر تفاوت فاحشی دارد.
4:
نیاز کنونی کشور ایجاد انقلابی در زمینهی خبررسانی است. خبرگزاریها و سایتهای خبری که ارتزاقشان غالبا از بودجهی سالانهی کشور است باید "انقلاب فرهنگی خبررسانی" را تجربه کنند. ما باید ساختاری را تدوین و اجرا نماییم که انتشار کذب یا اخبار ناقص برای خبررسانان هزینه داشته باشد، نه اینکه با یک تکذیبیه بار تشویش اذهان عمومی را از دوششان برداشته شود.
لازمهی تحقق "انقلاب فرهنگی خبررسانی" وجود دولتی است که مولفهها فرهنگی علاوه بر برنامههای اقتصادی موضوعیت داشته باشد. ما به دولتی نیاز داریم که بیاعتقاد به آزادی رسانهها نباشد و نه دولتی که برنامههایش را با هوچیگری تبلیغاتی پیش ببرد. و نه حتی دولتی که طعم شمشیر تیز رسانه را چشیده باشد، تا "انقلاب فرهنگی خبررسانی" را با قلع و قمع مغرضانه اشتباه نگیرد.
تنها دولتی میتواند این رویای نه چندان دور از دسترس را محقق سازد که در عین اعتقاد به آزادی بیان، وامدار هیچ گروه و جریانی نبوده و به مبانی اصیل انقلاب آگاه و وفادار باشد. تنها چنین دولتی است که میتواند نقاط قوت و ضعف خبرگزاریها و سایتهای خبری را آنچنان که هست رصد کرده و برای آن راهکار لازمی را تدوین و اجرایی نماید.