انتقالی دائم

با توکل بر خدا آدرس وبلاگ به انضمام تمام پست ها منتقل شدن به این آدرس. از این به بعد اونجا مطلب مینویسم.

http://baran14th.blog.ir/

پ.ن: ان شاالله تا آخر امشب تمام مطالب وبلاگ از سال 86 تا امسال به اونجا منتقل خواهد شد.

آخرین پست

دیگه دل و دماغی برای نوشتن ندارم! مگر اینکه اوضاع منطقه تغییر کنه.

اگه آهنگ پخش نمیشه با اکسپلورر باز کنید!

جلیلی حرف زدن بلد نبود یا...؟

دیروز در برنامه‏ی دیدگاه، ساعت 8 شبکه‏ی اول، سعید جلیلی 30 دقیقه فرصت داشت که اهم برنامه‏های خودش را با مردم در میان بگذارد. پیش از اینکه کیفیت تدوین این برنامه را بررسی کنیم لازم می‏دانم این نکته را متذکر شوم که تا کنون تنها دو برنامه از سعید جلیلی پخش شده است؛ گفتگوی ویژه خبری و دیدگاه، که کارگردانی و تدوین هر دو برنامه بر عهده‏ی صدا و سیما بوده است.

از مجموع 1800 ثانیه‏ی برنامه‏ی دیدگاه کارگردان و تدوین کننده‏ی برنامه ترجیح دادند 597 ثانیه نمای کلی استودیو را پخش کند. یعنی مخاطب در ده دقیقه از سی دقیقه برنامه‏ی یا اصلا صورت گوینده‏ را ندید و یا اینکه نمای دوری از صورت دکتر جلیلی را مشاهده کرده است.

در مجموع این سی دقیقه برنامه 112 مرتبه نمای دوربین از نزدیک(پخش چهره) به دور(نمای کلی استودیو) و بالعکس تغییر پیدا کرد. به عبارت دیگر به طور میانگین هر 15 ثانیه یک بار نمای تصویر بین از نزدیک و از دور تغییر پیدا کرد! علاوه بر موارد فوق 46 مرتبه زاویه‏ی دوربین در نماهای بسته و نزدیک به سرعت تغییر کرد.
میزان تکرار این اتفاق به حدی بود که از دقیقه‏ی 21:45 ثانیه تا دقیقه‏ی 22:20 ثانیه، یعنی تنها در سی و پنج ثانیه 7 مرتبه زاویه‏ی دوربین در نماهای بسته و نزدیک به سرعت تغییر کرد.

تدوین این برنامه به گونه‏ای بود (اگر نگوییم مغرضانه بود)که مخاطب به هیچ وجه نتواند با گوینده ارتباط برقرار نماید. پرش زوایای فیلمبرداری موجب برهم خوردن تمرکز مخاطب شده و اینگونه برداشت می‏شد که قطع و وصلی تصاویر بدلیل عدم تسلط گوینده بر مطالب و ضبط مجدد دیالوگ‏ها بوده است!

"پیامبران بی اخلاق" یا "لزوم وقوع انقلاب فرهنگی خبررسانی"

تنها دولتی می‏تواند این رویای نه چندان دور از دسترس را محقق سازد که در عین اعتقاد به آزادی بیان، وامدار هیچ گروه و جریانی نبوده و به مبانی اصیل انقلاب آگاه و وفادار باشد. تنها چنین دولتی است که می‏تواند نقاط قوت و ضعف خبرگزاری‏ها و سایت‏های خبری را آنچنان که هست رصد کرده و برای آن راهکار لازمی را تدوین و اجرایی نماید.

ادامه نوشته

بازی هاشمی با احمدی‏نژاد

قبلا گفته بودم که بازی هاشمی یه بازی برد برده. ولی باور کنید حتی یک درصد هم این احتمال رو نمیدادم که هاشمی این بازی رو با احمدی نژاد بکنه.
فکرش رو بکنید؟ الان احمدی نژاد بره از آقا حکم حکومتی بگیره. اونوقت در بهترین حالت همه کاندیداها به هاشمی رفرنس میدن که آقا ببینید! استوانه‏ی نظام به رای شورای نگهبان گردن نهاد اونوقت شماها.... واقعا شماها(مشایی اینا) با این وضع میخواید مجری قانون بشید توی مملکت؟
در حالت میانه آقا توی حکم حکومتیش بگه بواسطه ی اصرار جناب رئیس جمهور...
در بدترین حالت آقا بگه بقیه اعتراضی نداشتند شما هم گردن بنهید!

پ.ن: بهترین و بدترین از منظر طرفداران مشایی

"..."

"..." یعنی یه عالمه حرف که نمیدونی چطور بزنیش یا اینکه فایده‏ای نداره گفتنش!

این روزها پرم از "..."

پ.ن: دوست داشتم توفیق میشد دو-سه خطی در مورد آیت الله مصباح و اشتباهی که این روزها گاها تکرار میشه، می‏نوشتم!

به همین سادگی!

8 سال بعد

8 سال بعد در چنین روزی طرفداران سعید جلیلی خواهند گفت: بزرگترین اشتباه جلیلی این بود که با زاکانی همپیاله شد!

خسته نشو!

امام محمد باقر عليه السلام فرمودند: همانا مؤمن، به پيكار با نفْس خويش اهتمام مى‌ورزد، تا بر خواهش آن چيره شود.  گاه "كجى نفْس"، را راست مى‌كند و در راه محبّت خدا با خواهشهاى نفسانى مى ستيزد.
و گاهى هم نفْس، او را به زمين مى‌زند و او پيرو خواهش‌هاى آن مى‌شود؛ اما خداوند او را از جا بلند مى‌كند و او بلند مى‌شود و خداوند از لغزشش مى‌گذرد و او نيز متنبّه مى‌شود.
 
متن حدیث:
 
الإمامُ الباقرُ عليه السلام : إنّ المؤمنَ مَعْنيٌّ بمجاهَدةِ نَفسِهِ لِيغْلِبَها على هَواها ، فمَرّةً يُقيمُ أوَدَها و يُخالِفُ هَواها في مَحبةِ اللّه ِ ، و مَرّةً تَصْرَعُهُ نَفسُهُ فيَتّبِعُ هَواها ، فيَنْعَشُهُ اللّه ُ فَينْتَعِشُ و يُقيلُ اللّه ُ عَثْرَتَهُ فيَتَذكّرُ .

چرا هاشمی آمد؟

هدف اول) کسب تأیید صلاحیت از شورای نگهبانهدف اول) کسب تأیید صلاحیت از شورای نگهبان

کیست که نداند هاشمی رفسنجانی اصلی‌ترین عنصر محرک در فتنه سال 88 بوده است؛ کیست که نداند او تنها رأس فتنه سال 88 در داخل کشور بود و رئوس خارجی فتنه نیز از رفتار او و همراهانش در داخل بهره بردند.

برای اثبات این مدعا نیاز نیست به خودمان فشار بیاوریم خصوصا که هاشمی خود به نقش محوری اش در فتنه 88 معترف است و برای همین تاکنون از به‌کار بردن واژه فتنه در باره کودتای سال 88 اکراه دارد.

از نامه بدون سلام والسلام هاشمی چند روز قبل از انتخابات سال 88 به رهبر انقلاب که در آن از دود آتش خشم احزاب و گروه‌های هوادارش در آینده خبر داده بود تا تحرکات فرزندانش به ویژه مهدی و فائزه در هدایت اجرایی کودتای سال 88 و نقش کلیدی همسرش که فرمان به خیابان ریختن را در شبکه‌های اجتماعی صادر کرد تا آخرین نماز جمعه وی که با تبلیغ و تشویق رسانه‌ای بیگانه برگزار شد و بسیاری از امور دیگر که در جای خود به آن می پردازیم، همه در نگاه افکار عمومی هاشمی را متهم اول فتنه سال 88 ساخته و تأییدیه شورای نگهبان یعنی برائت نامه‌ای در دستان هاشمی تا نه تنها او بلکه دنباله سیاسی و رسانه‌‌ایش بگوید که اگر حوادث سال 88 فتنه بود و هاشمی در رأس فتنه بود، پس چرا تایید صلاحیت شد؟

بنابر این یا باید ما بپذیریم که حوادث سال 88 فتنه و کودتا نبوده و یا باید بپذیریم که هاشمی و خانواده هماهنگ با او، نقشی در این فتنه نداشته‌اند که هر دو نادرست است.

واقعا اگر هاشمی تأیید صلاحیت شود افکار عمومی از خود سؤال نمی کند پس چرا هاشمی از ریاست مجلس خبرگان جا به جا شد؟ پس چرا اجازه ایراد خطبه نیافت؟ و.... هاشمی به دنبال ایجاد این خراش ها در ذهن جامعه است.

هدف دوم) استفاده از تریبون صداوسیما

هاشمی که از شکست سال 84 و «نه» بزرگ توده‌های مردم به خود عصبانی است، در همان ایام اعلام کرد که شکایت به خدا خواهد برد! او بعدها وقتی از خدا هم بابت این گلایه جوابی نشنید، انتقام این شکست را در انتخابات دهم و به واسطه فتنه سال 88 گرفت اما هاشمی در این مسیر آنقدر افراط کرد که جبهه‌ای از منافقین و سلطنت‌طلبان تا رسانه‌های کشورهای متخاصم را در پشتیبانی از خود دید به ویژه در آخرین نماز جمعه‌ای که وی توانست از یک تریبون عمومی، اعلام موضع کرد.

از همانجا بود که وقتی مواضع هاشمی با استقبال دشمن و ناراحتی دوست مواجه شد، تنها تریبون عمومی هاشمی هم - برای عدم بهره برداری دشمن - قطع شد.

اکنون او می تواند بیاید و از تریبون باز صداوسیما به بهانه انتخابات بهره‌برداری کند؛ او آمده تا از تریبون صداوسیما خطبه نماز جمعه خود را تکمیل کند؛ او آمده تا از تریبون صداوسیما انتقام 8 سال حمایت از تغییر و تحولات کشور به سمت آرمان‌ها و ارزش ها را بگیرد.

هاشمی در مرز 80 سالگی در جایی ایستاده که می داند چیزی برای از دست دادن ندارد؛ چرا که هر چه داشت در قمار فتنه سال 88 باخت و این تنها فرصتی است که او می تواند بیاید و خود را ثابت کند. در حالی که با هر استدلال و دلیلی هاشمی در بهره‌مندی از تریبون عمومی ای مثل نماز جمعه محروم شده - که قطعا درست و به جا بوده - باید در استفاده از تریبون صداوسیما نیز محروم بماند. قطعا همانطور که دشمن از خطبه‌های نماز جمعه هاشمی بهره می برد و نظام اسلامی برای حفظ وی او را از این فرصت محروم و دشمن را ناامید کرد، اکنون نیز باید دشمن را ناامید کرد.

هدف سوم) ایجاد انسجام در بدنه رأی برای کاندیدای مطلوب

همه می دانند که هاشمی مرد همیشه بازنده انتخابات‌ها بوده است؛ تاکنون رقابت انتخاباتی ای نبوده الا اینکه آرای هاشمی در آن با کاهش نسبت به آرای قبلی مواجه شده است. بنابر این هاشمی فقط در صورتی تا پایان این ماراتن بازی را ادامه خواهد داد که یقین صد در صد کند رأی خواهد آورد اما اگر اوضاع، طبق روال همیشه مناسب نبود و مردم باز هم به دنبال «نه» به هاشمی بودند، آن وقت چه اقدامی مناسب است؟

از طرفی همه می دانند که هاشمی تمایل داشت تا جبهه فتنه و اصلاحات بر گزینه مورد نظرش، یعنی حسن روحانی اجماع کند. این اتفاق حتی با طرح راهکار 2+1 از سوی هاشمی در جبهه اصلاحات و فتنه نیز تحقق نیافت. بنابراین هاشمی تنها راه را ورود خود می دید تا با این حضور هم برخی گزینه‌های مدعی را به انصراف ترغیب کند و هم بعد از رسیدن به دو هدف قبل، در لحظات پایانی این رقابت به جای تن دادن به وزن کشی، از پشت تریبون صداوسیما همه آرای متمایل به خود را در سبد گزینه مورد نظر یعنی روحانی متمایل سازد.

روحانی اما روز گذشته با اظهارات خود در جمع دانشجویان بر تحقق این احتمال افزود؛ او رسما اعلام کرد که تا روز انتخابات در صحنه باقی خواهد ماند و 24 خرداد یا او در صحنه انتخابات ایفای نقش خواهد کرد یا هاشمی. البته شاید گفته شود که با توجه به عمر 80 ساله هاشمی، روحانی در انتظار حادثه طبیعی دیگریست که تقدیر الهی برایش رقم می زند! روحانی حتی برای اینکه مورد قبول افراطیون این جریان قرار بگیرد و این مرحله را در دقیقه 90 با کم‌ترین هزینه طی کند، اتخاذ مواضع افراطی را آغاز کرده و رسما اعلام می کند که آمریکا کدخدای دنیاست و باید با کدخدا ساخت!

بنابراین هاشمی خود را به وزن کشی نخواهد سپرد؛ به ویژه که تأکید می کنم وی همواره مرد کاهش رأی در انتخابات‌ها بوده است. او اولین بار که بعد از جنگ خود را در میدان اجرایی کشور با رأی مردم آزمود با 94 درصد اقبال عمومی مواجه شد و بار دوم (دومین دولت سازندگی) این میزان به 63 درصد رسید و بار سوم (انتخابات دولت نهم سال 84) این میزان محبوبیت با 60 درصد افت مواجه شد و هاشمی رفسنجانی تنها توانست 36 درصد آرا را کسب کند!

با این حساب هاشمی برای رقابت انتخاباتی به میدان نیامده بلکه برای تکمیل خطبه نیمه‌تمام نماز جمعه سال 88 به میدان آمده، خطبه‌ای که دشمن را امیدوار ساخت!

تکلمه: این تحلیل در صورت انصراف روحانی تا قبل از شروع تبلیغات انتخاباتی و یا ردصلاحیت هاشمی یا ردصلاحیت روحانی قابل خدشه خواهد بود والا در آن تردید نکنید.

پ.ن1: دیروز داشتم با سید در مورد هاشمی صحبت می‏کردم. داشتم همین چیزا رو بهش می‏گفتم و قصد داشتم که بیام اینجا بنویسمش. امروز دیدم که جناب رسایی زحمت نوشتنش رو کشیده ;)

پ.ن2: جناب رسایی گفتن که در صورت رد هاشمی یا روحانی قابل خدشه است ولی نگفتن که در اون صورت چی میشه؟ به نظر من هاشمی اگر ببینه که رای نمیاره به هر حیله‏ای که شده کنار میکشه و کنار کشیدنش به گونه‏ای خواهد بود که موجبات ریزش آرا رو فراهم کنه تا به برخی اثبات کنه که جمهوریت نظام هنوز هم نیازمند حضور هاشمیه!