به قول خسرو گلسرخی: بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند، تا آیندگان ندانند که بیعرضگانِ این برهه از تاریخ ما بودیم! دیروز داشتم رادیو معارف گوش میدادم. بالاخره یک جایی از این صدا وسیما یافت شد که از وقت گذاشتن براش احساس خسران نکردم. اول اینکه حتما این فایلها را دانلود کنید و گوش کنید! حتما حتما حتما (+). دوم اینکه بحث در مورد شناخت تکلیف و عمل به آن بود که مرحوم آیت الله بهجت حدیثی را نقل کردند با این مضمون که اگر کسی گناه نکند خداوند تکلیفش را به اون نشان خواهد داد. مخشصه که من از ناخوشی امیر ناخوش شدم. مشخصه که رئیس مجلس حدادعادل میشه. مشخصه که انتخابات دور یازدهم ریاست جمهوری شروع شده. مشخصه که انتخابات دور یازدهم ریاست جمهوری همزمان با میلاد حضرت امیر برگزار میشه. مشخصه که رئیس جمهور آینده نه تنها چشاش رنگی نیست بلکه لنگ هم میزنه. مشخصه که یازده روز معروف ظهور رو به تاخیر انداخت. مشخصه که یازده روز معروف ثابت کرد که سیاسیون برای رسیدن به قدرت به خودشون که هیچ به رهبری هم رحم نمیکنن. مشخصه که یازده روز معروف یکی از فازهای "یتغربلون غربله" بود که خیلی از سیاسیون ما رو به ریزشیهای سابق ملحق کرد. مشخصه که با این وضع ماه رجب امسال بی هیچ خبر داغی به اتمام میرسه. مشخصه که حالا حالاها باید سوخت و ساخت. پس شما هم به روند سابق زندگیتون ادامه بدید و برای آینده برنامه ریزی کنید. زحمت چه می کشی پی درمان ما طبیب ما به نمی شویم و، تو بدنام می شوی امروز بهت گفتم که دیگه کار از کار گذشته. نمیدونم تو هم مثل من بهم ریختهای یا نه؟! پ.ن:سیدامیر+رضا هم دیگه داره به آخر خط میرسه... خدایا! توفیق ترور سلمان رشدی رو به من عطا کن. من واقعا دوست دارم این خیر کثیر نصیبم بشه! حالا
حساب کنید یک هواپیما در ارتفاع پایین، اینقدر پایین که شما در خودی بودن
آن شک ندارید، همینطور که بالای مخزن ایستاده اید و دارید ارتفاع نفت مخزن
را اندازه میگیرید، هلک و هلک میاد و یکهو مخزن کناری شما را میزند. بمب به
سقف متحرک مخزن میخورد و بعد از انفجار، محتویات مخزن آتش میگیرد. فلش
پوینت نفت خام ۱۷۰
درجه سانتیگراد است پس شما با کبریت نمیتوانید نفت را آتش بزنید، ولی وقتی
هم که آتش گرفت، فکر کنم بتوانید تصور کنید که چه جهنمی درست میشود. شما
همین طور که هنوز در شوک اولیه انفجار هستید، اگر موج انفجار نگرفته
باشدتان و اگر از آن ارتفاع ده پانزده متری با پایین پرتاب نشده باشید و
بتوانید مخزن منفجر شده را نگاه کنید، میبینید که جوشهای بین صفحات آهنی
بدنه مخزن که از ورقه هایی با ضخامت ۱۰
سانت! درست شده، از هم باز میشود و یک رودخانه از نفت که سطحش از آتش
پوشیده شده، در همه جهات مخزن راه میافتد و احتمالا دوست و همکارتان که آن
پایین ایستاده را میبینید که در حال جزغاله شدن است، اما چنان بوی بخارات
گوگرد و گازهای سمی مختلف حاصل از این احتراق همه جا را گرفته که بوی
جزغاله دوستتان را از آن فاصله نمیتوانید حس کنید. دیگر بیشتر توصیف نمیکنم
اما همه اینها را بگذارید کنار اینکه سر تا ته این جزیره ۴۰ کیلومتر هم نمیشود. اصل خبر را اینجا(+) بخواتید! بی ما تو بسر بری به یک عمر ما بی تو گـمـان مبر که یک دم واقعا از خوندنش عرق شرم بر بدنم نشست! کاش زمین دهن باز میکرد... اوریف لیم که یادتونه؟ اگه نیست میتونید از دوست عزیز گوگل بپرسید "اوریف لیم" تا پتهاش رو بریزه روی آب براتون. حالا یه برگه جلومه تبلیغات اوریف لیم. اگه بهتون بگم که نوشته در فروشگاه یاس، متعلق به نیروی انتظامی، به فروش میرسه باورتون میشه؟! همه چی آرومه، من چرا داغونم؟ خبرگزاری فارس: با اتمام شمارش آرای ماخوذه
نتایج غیررسمی آرای 25 نفر اول حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر مشخص
شد. به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری
فارس، براساس نتایج غیررسمی و تایید نشده با اتمام شمارش آرای ماخوذه نتایج غیررسمی
آرای 25 نفر اول حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات،
اسلامشهر به شرح زیر است. اسامی نامزدها به ترتیب تعداد
آرا در ادامهی مطلب است. دو نفر در هر دو لیست مشترک هستند. دو نفر متعلق به هیچ لیستی نیستند. 10 نفر جبههی پایداری و 11 نفر جبهه متحدی. عدم راهیابی کسانی مانند حبیبی، بادامچیان، الهیان، فدایی و سروری در برابر رای نیاوردن بی نام و نشانهای جبههی پایداری واقعا قابل اغماض نیست! دیگر نه ملت میپذیرد و نه عقلانی است که
بخواهیم مناسبات سیاسی-اجتماعی را به پیش از ۳ تیر بازگردانیم و این جهش
مهم در تاریخ انقلاب، را نادیده بگیریم. دیگر ارتجاع به بازیهای سیاسی پشت
دربهای بسته و لابیهای چند نفری خریداری ندارد. دیگر نمیشود در
رسانهها اختلافات ظاهری ساخت و مثلا در سازمان نظام پزشکی با مشارکتیها
هم منفعت شد. دیگر نمیتوان به اسم اصولگرایی قبیلهگرایی کرد. دیگر دوران
تصمیمگیری برای مردم توسط عدهای محدود گذشته است. دیگر خندهدار خواهد
بود که جریانی خود را اصولگرا بنامد اما شیوهی لیستبندیاش، مبتنی بر سهم
پولی باشد که هر حزب وسط گذاشته است!*. انقلاب با این دوگانهسازیها به
پیش نمیرود. باید عمیقتر و دقیقتر مرزبندی کرد. دیگر روشن شده است که
این لولوسازیهای ابتدایی و ترساندن از موجوداتی به نامهای مختلف،
بهانهای است برای بیارادگی، فهم سطحی، محافظه کار بودن حضرات! همانطور
که جوسازیهای مشهور به جریان انحرافی بهانهای است برای پوشاندن انحرافات
خودشان. برای پوشاندن انحرافات کسانی که با آنها متحد شدهاند. بعد همین راست سنتی با همدستی احتمالا
نانوشته با آ. هاشمی (جریان حامی ایشان منظور است. از کارگزارانیها تا
مجمع روحانیون و معدود دوم خردادیهای باقی مانده)، دست به چنان هوچیگری و
بلوای سیاسی زدهاند که نگو. همه توانشان را به کار گرفتهاند تا فضا را
به پیش از ۳ تیر و آن فضای گل و بلبل و لبخندهای دیپلماتیک و گروهبندیهای
شعاری برگردانند. باید فرهنگ سیاسی و قواعد فعالیت سیاسی
تجدید میشد. فکر میکنند باهنر، لاریجانی، توکلی، احمدینژاد، قالیباف،
رضایی، رسایی و … همه از یک نوع اصولگرایند. آقای کواکبیانی که دو روز پس
از انتخابات صریحا تقل در انتخابات را رد میکند، اصولگراتر است یا
قالیبافی که تا یک سال حاضر نمیشود در حد یک کلمه و فقط یک کلمه، صحت
انتخابات را تایید کند؟ باهنری که تمام فکرش قدرت طلبی است و البته تمام
دوران فتنه را در پستویی پنهان بود، اصولگراست؟ در این اصولگرایی بوش و
شارون و برلوسکونی هم میگنجد؟ از این دست مثال ها فراوان است. این خاماندیشی و بلاهت را در تحلیل فضای
سیاسی کشور باید کنار گذاشت. باید دست به تحلیلهای عمیقتر و دقیقتری از
جریانات و افکار سیاسی داشت. باید طوری زمین بازی را طراحی کنیم که بشود
آرمانهای انقلاب را، عدالت را، مبارزه با مستکبرین همه عالم را و … را
بهتر و سریعتر پیش برد. منکر تلاشهایی که شده است نیستم. تلاشهای پراکنده
زیاد صورت گرفته است. اما به سامان نرسیده است. جبهه پایداری نیز از همین
تلاشهاست. تلاشی که البته وجود آیات عظام خوشوقت و مصباح، امید به آن را
زیاد میکند. لیکن قطعا نسبت به آنچه باید این جبهه در تراز آرمانهای
انقلاب در خود ایجاد کند راه فراوانی است. راه بسیاری باقی است. باید این
را به جد پیگیری کرد.
اولین دلیل این مدعا این است که اگر به آرای این دو بزرگوار
در دور اول انتخابات دقت کنیم راهیابی آنها به مجلس
تقریبا حتمی به نظر میرسد، پس پیروزی آن دو از یک سو باعث بالا رفتن آمار نامزدهای موفق
جبههی متحد شده و از سوی دیگر با افزایش اسامی مشترک دو لیست، امکان کم جلوه دادن نامزدهای موفق غیر مشترک
جبههی پایداری بیشتر میشد. دوم آنکه اگر اقبال مردم به این دونفر به گونهای
بود که موفق به راهیابی نمیشدند، توپخانهی تبلیغاتی جبههی
متحد این مسئله را با تیترهایی همچون "عدم راهیابیِ جبهه پایداریهایِ لیست
جبههی متحد" آنگونه این موضوع را منعکس میکردند که جز شکست مطلق جبههی
پایداری چیز دیگری برداشت نشود.
موضوع بعد عدم راهیابی افراد سرشناسی از جبههی متحد همچون فدایی و سروری،
بادامچیان و حبیبی به مجلس است که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. از
این رو سایت خبری جهاننیوز که بوقچی اصلی جبههی متحد در ایام انتاخابات
بود، در خبری که به مرور تکمیل میشد نمایندگان ناکام این دوره را لیست
میکند تا ظرفیت مخاطبانش را برای پذیرش این مسئله محیا سازد. از سویی
"انبارلویی" با عبارت "موتلفه نباخت چون جبهه متحد پیروز شد" سعی کرد سرپوشی بر از دست دادن جایگاه اجتماعی حزب مطبوعش بگذارد و از سوی دیگر روزنامه
کیهان نیز جهتگیری خود را از "جبههی مختلط" به جبههی متحد تغییر داده و
در گزارشی از نتایج انتخابات روز جمعه مینویسد: گرايش سياسي
25نفر نامزد راه يافته به مجلس از حوزه انتخابيه تهران، اسلام شهر، ري و
شميرانات نشان مي دهد 4 نفر بصورت مشترك از جبهه متحد و جبهه پايداري
هستند. این روزنامه در ادامه مقایسهای مضحک میان ناکامی نامزدهای انتخابات این دورهی مجلس کرده و عدم موفقیت افراد سرشناسی همچون فدایی، سروری، بادامچیان و
حبیبی را با کسانی مثل استاد آقا، حميدزاده،روانبخش و سقاي بي ريا مقایسه
میکند و مینویسد:"در جبهه متحد حسين فدايي، پرويز سروري، اسدالله
بادامچيان و نبي حبيبي از جمله كساني هستند كه از راه يافتن به خانه ملت
بازماندند. از سوي ديگر؛ در جبهه پايداري نيز روانبخش، سقاي بي ريا، استاد
آقا و حميدزاده نتوانستند در 25 نفر سهميه تهران قرار بگيرند".
نویسندهی کیهان، که احتمالا از توپچیهای رسانهای جبههی متحد هم هست، برای بیاهمیت نشان دادن این موضوع پا را از این هم فراتر
گذاشته و ناکامی اصلاحطلبانی که جزو خواص مردودی فتنهی 88 بوده و مورد
غصب مردم قرار گرفته بودند را نیز به میان میکشد.
ادامه مطلب
By Ashoora.ir & Night Skin

