X
تبلیغات
اعترافات یک مجرم
 


"..."
نویسنده : سید
تاریخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392
زمان : 18:2


"..." یعنی یه عالمه حرف که نمیدونی چطور بزنیش یا اینکه فایده‏ای نداره گفتنش!

این روزها پرم از "..."

پ.ن: دوست داشتم توفیق میشد دو-سه خطی در مورد آیت الله مصباح و اشتباهی که این روزها گاها تکرار میشه، می‏نوشتم!




به همین سادگی!
نویسنده : سید
تاریخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392
زمان : 11:48





8 سال بعد
نویسنده : سید
تاریخ : شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392
زمان : 22:59


8 سال بعد در چنین روزی طرفداران سعید جلیلی خواهند گفت: بزرگترین اشتباه جلیلی این بود که با زاکانی همپیاله شد!




خسته نشو!
نویسنده : سید
تاریخ : شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392
زمان : 10:43


امام محمد باقر عليه السلام فرمودند: همانا مؤمن، به پيكار با نفْس خويش اهتمام مى‌ورزد، تا بر خواهش آن چيره شود.  گاه "كجى نفْس"، را راست مى‌كند و در راه محبّت خدا با خواهشهاى نفسانى مى ستيزد.
و گاهى هم نفْس، او را به زمين مى‌زند و او پيرو خواهش‌هاى آن مى‌شود؛ اما خداوند او را از جا بلند مى‌كند و او بلند مى‌شود و خداوند از لغزشش مى‌گذرد و او نيز متنبّه مى‌شود.
 
متن حدیث:
 
الإمامُ الباقرُ عليه السلام : إنّ المؤمنَ مَعْنيٌّ بمجاهَدةِ نَفسِهِ لِيغْلِبَها على هَواها ، فمَرّةً يُقيمُ أوَدَها و يُخالِفُ هَواها في مَحبةِ اللّه ِ ، و مَرّةً تَصْرَعُهُ نَفسُهُ فيَتّبِعُ هَواها ، فيَنْعَشُهُ اللّه ُ فَينْتَعِشُ و يُقيلُ اللّه ُ عَثْرَتَهُ فيَتَذكّرُ .




چرا هاشمی آمد؟
نویسنده : سید
تاریخ : پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392
زمان : 17:34


هدف اول) کسب تأیید صلاحیت از شورای نگهبانهدف اول) کسب تأیید صلاحیت از شورای نگهبان

کیست که نداند هاشمی رفسنجانی اصلی‌ترین عنصر محرک در فتنه سال 88 بوده است؛ کیست که نداند او تنها رأس فتنه سال 88 در داخل کشور بود و رئوس خارجی فتنه نیز از رفتار او و همراهانش در داخل بهره بردند.

برای اثبات این مدعا نیاز نیست به خودمان فشار بیاوریم خصوصا که هاشمی خود به نقش محوری اش در فتنه 88 معترف است و برای همین تاکنون از به‌کار بردن واژه فتنه در باره کودتای سال 88 اکراه دارد.

از نامه بدون سلام والسلام هاشمی چند روز قبل از انتخابات سال 88 به رهبر انقلاب که در آن از دود آتش خشم احزاب و گروه‌های هوادارش در آینده خبر داده بود تا تحرکات فرزندانش به ویژه مهدی و فائزه در هدایت اجرایی کودتای سال 88 و نقش کلیدی همسرش که فرمان به خیابان ریختن را در شبکه‌های اجتماعی صادر کرد تا آخرین نماز جمعه وی که با تبلیغ و تشویق رسانه‌ای بیگانه برگزار شد و بسیاری از امور دیگر که در جای خود به آن می پردازیم، همه در نگاه افکار عمومی هاشمی را متهم اول فتنه سال 88 ساخته و تأییدیه شورای نگهبان یعنی برائت نامه‌ای در دستان هاشمی تا نه تنها او بلکه دنباله سیاسی و رسانه‌‌ایش بگوید که اگر حوادث سال 88 فتنه بود و هاشمی در رأس فتنه بود، پس چرا تایید صلاحیت شد؟

بنابر این یا باید ما بپذیریم که حوادث سال 88 فتنه و کودتا نبوده و یا باید بپذیریم که هاشمی و خانواده هماهنگ با او، نقشی در این فتنه نداشته‌اند که هر دو نادرست است.

واقعا اگر هاشمی تأیید صلاحیت شود افکار عمومی از خود سؤال نمی کند پس چرا هاشمی از ریاست مجلس خبرگان جا به جا شد؟ پس چرا اجازه ایراد خطبه نیافت؟ و.... هاشمی به دنبال ایجاد این خراش ها در ذهن جامعه است.

هدف دوم) استفاده از تریبون صداوسیما

هاشمی که از شکست سال 84 و «نه» بزرگ توده‌های مردم به خود عصبانی است، در همان ایام اعلام کرد که شکایت به خدا خواهد برد! او بعدها وقتی از خدا هم بابت این گلایه جوابی نشنید، انتقام این شکست را در انتخابات دهم و به واسطه فتنه سال 88 گرفت اما هاشمی در این مسیر آنقدر افراط کرد که جبهه‌ای از منافقین و سلطنت‌طلبان تا رسانه‌های کشورهای متخاصم را در پشتیبانی از خود دید به ویژه در آخرین نماز جمعه‌ای که وی توانست از یک تریبون عمومی، اعلام موضع کرد.

از همانجا بود که وقتی مواضع هاشمی با استقبال دشمن و ناراحتی دوست مواجه شد، تنها تریبون عمومی هاشمی هم - برای عدم بهره برداری دشمن - قطع شد.

اکنون او می تواند بیاید و از تریبون باز صداوسیما به بهانه انتخابات بهره‌برداری کند؛ او آمده تا از تریبون صداوسیما خطبه نماز جمعه خود را تکمیل کند؛ او آمده تا از تریبون صداوسیما انتقام 8 سال حمایت از تغییر و تحولات کشور به سمت آرمان‌ها و ارزش ها را بگیرد.

هاشمی در مرز 80 سالگی در جایی ایستاده که می داند چیزی برای از دست دادن ندارد؛ چرا که هر چه داشت در قمار فتنه سال 88 باخت و این تنها فرصتی است که او می تواند بیاید و خود را ثابت کند. در حالی که با هر استدلال و دلیلی هاشمی در بهره‌مندی از تریبون عمومی ای مثل نماز جمعه محروم شده - که قطعا درست و به جا بوده - باید در استفاده از تریبون صداوسیما نیز محروم بماند. قطعا همانطور که دشمن از خطبه‌های نماز جمعه هاشمی بهره می برد و نظام اسلامی برای حفظ وی او را از این فرصت محروم و دشمن را ناامید کرد، اکنون نیز باید دشمن را ناامید کرد.

هدف سوم) ایجاد انسجام در بدنه رأی برای کاندیدای مطلوب

همه می دانند که هاشمی مرد همیشه بازنده انتخابات‌ها بوده است؛ تاکنون رقابت انتخاباتی ای نبوده الا اینکه آرای هاشمی در آن با کاهش نسبت به آرای قبلی مواجه شده است. بنابر این هاشمی فقط در صورتی تا پایان این ماراتن بازی را ادامه خواهد داد که یقین صد در صد کند رأی خواهد آورد اما اگر اوضاع، طبق روال همیشه مناسب نبود و مردم باز هم به دنبال «نه» به هاشمی بودند، آن وقت چه اقدامی مناسب است؟

از طرفی همه می دانند که هاشمی تمایل داشت تا جبهه فتنه و اصلاحات بر گزینه مورد نظرش، یعنی حسن روحانی اجماع کند. این اتفاق حتی با طرح راهکار 2+1 از سوی هاشمی در جبهه اصلاحات و فتنه نیز تحقق نیافت. بنابراین هاشمی تنها راه را ورود خود می دید تا با این حضور هم برخی گزینه‌های مدعی را به انصراف ترغیب کند و هم بعد از رسیدن به دو هدف قبل، در لحظات پایانی این رقابت به جای تن دادن به وزن کشی، از پشت تریبون صداوسیما همه آرای متمایل به خود را در سبد گزینه مورد نظر یعنی روحانی متمایل سازد.

روحانی اما روز گذشته با اظهارات خود در جمع دانشجویان بر تحقق این احتمال افزود؛ او رسما اعلام کرد که تا روز انتخابات در صحنه باقی خواهد ماند و 24 خرداد یا او در صحنه انتخابات ایفای نقش خواهد کرد یا هاشمی. البته شاید گفته شود که با توجه به عمر 80 ساله هاشمی، روحانی در انتظار حادثه طبیعی دیگریست که تقدیر الهی برایش رقم می زند! روحانی حتی برای اینکه مورد قبول افراطیون این جریان قرار بگیرد و این مرحله را در دقیقه 90 با کم‌ترین هزینه طی کند، اتخاذ مواضع افراطی را آغاز کرده و رسما اعلام می کند که آمریکا کدخدای دنیاست و باید با کدخدا ساخت!

بنابراین هاشمی خود را به وزن کشی نخواهد سپرد؛ به ویژه که تأکید می کنم وی همواره مرد کاهش رأی در انتخابات‌ها بوده است. او اولین بار که بعد از جنگ خود را در میدان اجرایی کشور با رأی مردم آزمود با 94 درصد اقبال عمومی مواجه شد و بار دوم (دومین دولت سازندگی) این میزان به 63 درصد رسید و بار سوم (انتخابات دولت نهم سال 84) این میزان محبوبیت با 60 درصد افت مواجه شد و هاشمی رفسنجانی تنها توانست 36 درصد آرا را کسب کند!

با این حساب هاشمی برای رقابت انتخاباتی به میدان نیامده بلکه برای تکمیل خطبه نیمه‌تمام نماز جمعه سال 88 به میدان آمده، خطبه‌ای که دشمن را امیدوار ساخت!

تکلمه: این تحلیل در صورت انصراف روحانی تا قبل از شروع تبلیغات انتخاباتی و یا ردصلاحیت هاشمی یا ردصلاحیت روحانی قابل خدشه خواهد بود والا در آن تردید نکنید.

پ.ن1: دیروز داشتم با سید در مورد هاشمی صحبت می‏کردم. داشتم همین چیزا رو بهش می‏گفتم و قصد داشتم که بیام اینجا بنویسمش. امروز دیدم که جناب رسایی زحمت نوشتنش رو کشیده ;)

پ.ن2: جناب رسایی گفتن که در صورت رد هاشمی یا روحانی قابل خدشه است ولی نگفتن که در اون صورت چی میشه؟ به نظر من هاشمی اگر ببینه که رای نمیاره به هر حیله‏ای که شده کنار میکشه و کنار کشیدنش به گونه‏ای خواهد بود که موجبات ریزش آرا رو فراهم کنه تا به برخی اثبات کنه که جمهوریت نظام هنوز هم نیازمند حضور هاشمیه!




یا ضامن آهو!
نویسنده : سید
تاریخ : چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392
زمان : 11:22


فاطمه نوشت» به ریحانه یه عکس آهو نشون دادم ، بهش میگم این چیه؟

میگه : مشهده!!!!!!




دستِ خالی، روی سیاه
نویسنده : سید
تاریخ : چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392
زمان : 5:15


اگرچه هیچ کس نفهمید که این سرزمین مجازی همیشه از ابتدای رجب آشفته شد و انتهای رجب سرزمین مردگان گردید اما، اکنون که صدای پای آمدنت بلندتر از هر زمانی است، من دوست ندارم بیایی...


جلیلی یا قالیباف-0
نویسنده : سید
تاریخ : سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392
زمان : 10:52


1:

من تا اینجا این مسئله رو مطرح کردم که سعید جلیلی نسبت به سایر کاندیداها از موقعیتی برخوردار بوده که دیگران نبوده‏اند. ضمنا عرض کردم که تعریف سعید جلیلی از امنیت ملی یک تعریف فراگیرتر از روحانی و لاریجانی است. از نظر جلیلی باید نقاط قوت فراموش شده‏ی حکومت را مجددا زنده کرد. از آنجا که دیروز حضرت آقا فرمودند که ادبیات دفاع مقدس باید به عرصه‏ی آکادمیک وارد شود عرض میکنم، که این جزو مصوبات دبیرخانه‏ی شورا بوده است و دبیرخانه‏ی شورا برای این مسئله از کسانی استفاده کرده که دستی هم بر آتش ادبیات دفاع مقدس داشته است که برای مثال می‏توانم به نویسنده‏ی کتاب پایی که جا ماند اشاره کنم*!

پس با این سوالات شخصا به پاسخ سوال 7م خودم در پست"هفت سوالی که جلیلی باید پاسخ دهد(+) رسیدم!

2:

 آنجا که احتمالا تعدد کاندیداها وجود دارد و برخی برای برخی دیگر کناره گیری خواهند کرد ترجیح میدهم که تنها کاندیداهایی را مورد بررسی قرار دهم که احتمال حضورشان تا دقیقه‏ی نود از بقیه بیشتر باشد یعنی آقایان: هاشمی، مشایی، جلیلی و قالیباف!

در یادداشت دیگری به طرو مفصل در مورد چرایی فکر نکردن و رای ندادن به مشایی را توضیح خواهم داد. به جناب هاشمی رفسنجانی نیز به هیچ وجه فکر نخواهم کرد، ولو اینکه مشایی و هاشمی به دور دوم راه یابند، چرا که سابقه‏ی تاریک ایشان در سه-چهار سال گذشته هیچ جای تاملی نگذاشته است. ما باید به فکر کاندیدایی باشیم که "نظرات ایشان به نظر رهبری نزدیک‏تر باشد"!

پس برای منِ سیدعباس مرادی فقط دو کاندیدا موضوعیت خواهد داشت؛ جلیلی و قالیباف!

3:

ان شاالله در مطلب بعدی در مورد شرایط اقتصادی ضحبت خواهم کرد. شرایط اقتصادی کنونی جامعه‏ی ما درگیر سه معضل اساسی است: اول تحریم‏ها، دوم نظارت، سوم حمایت. 

4:

جناب راحیل، شاید انقلابی و سایر بزرگوارانی که نقد می‏کنید! من خاضعانه خواهش میکنم که آدرس وبلاگ بذارید یا بفرمایید که این کار را نخواهید کرد.

5:

دوستانی که با من بحث کرده‌اند می‌دانند که از من برای یک بحث همواره تلاش کرده‏ام که ابتدا به یک تقطه‏ی شروع مرضی الطرفین برسم تا در صورت برخورد به بن بست به این نقطه‏ی شروع رجوع کنیم! من خیلی از پاسخ جناب راحیل در پست قبلی متعجبم شدم. یعنی شما کسی را برای مدیریت اجرایی کشور انتخاب کرده و اصلح می‏دانید آنوقت نمیتوانید تعریفتان از خصوصیات این مدیر اجرایی را بیان کنید؟!

از نظر من مدیر اجرایی کشور باید این مشخصه‏ها را داشته باشد:

5.1. تقوا، تقوا، تقوا بخصوص از نوع سیاسیش

5.2. سعه‏ی صدر برای نکشاندن اختلافات موجود در دولت و قوا بین مردم

5.3. چون حقیقتا به این نتیجه رسیده‏ام که اصولگرا و اصلاحطلب بیش از هر چیزی به فکر منافع حزبی خودشان هستند، رئیس جمهور آینده نباید به اسم اصلاحطلبی کشور را از توانمندی اصولگرایان و به اسم اصولگرایی کشور را از توانمندی اصلاح طلبان بی بهره بگذارد.

5.4. آگاهی، ولو جزئی، به مسائل مختلف حکومت داری؛ سیاست خارجه و داخله، اقتصاد، فرهنگ، عمران و ...

5.5. از نظرش محرومین در اولیت هر طرح و برنامه ای باشند.

و یه سری ملاک دیگه که الان حضور ذهن ندارم بنویسمشون. پس از شما هم خواهش میکنم ملاکهاتون برای مدیریت اجرایی کشور رو خیلی واضح بفرمایید.

جناب شاید انقلابی علاوه بر پاسخ 20:30، که من در خواب بودم موقع پخشش، این متن رو هم بخونید.

آیا همراهی احمدی‏نژاد و مشایی در زمان انتخابات جرم بود؟




پاسخ نون به نرخ روز خور!
نویسنده : سید
تاریخ : دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392
زمان : 13:1


((عبادالرحمان الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما))
سلام علیکم!
1.بسیجیِ دگمِ بی سواد!
سلب نه صلب!
2.خوشحالم که مثل تویی، در رد من مطلب میزنه!
3.خوشحالم که همه ی پایداری ها سر و ته یه کرباسند و به جای اینکه بر اشتباه خودشون اعتراف کنن و برگردن ، باز هم بر اشتباه شون اصرار دارند..آدم و یاد خوارج صدر اسلام می اندازند!
4.بنده هیچوقت سینه چاک مشایی نبوده و نیستم.توی حوزه مشاوران جوان کار میکردم و وقتی دیدم حضورم اشتباه هست، برخلاف شما متحجرین، بر اشتباه خودم اعتراف کردم و از مشایی رو برگردوندم.کاری که هر انسان مومن و عاقلی انجام میده.البته هیچوقت هم مشایی رو صاحب جریان و فکر و امثالهم هم نه میدونستم و نه میدونم.مشایی یه قدرت طلبِ ساده ست مثل آقاتهرانی و کوچک زاده و محصولی و بقیه ی رفقاتون 
5.البته از پایداری ها چیزی جز فحش و توهین و معصیت انتظار ندارم ولی انتظار داشتم تو با بقیه تفاوت داشته باشی.احساس نمیکنی تعبیر"نون به نرخ روز خوردن" یه کمی زیادی! بی تقوایی باشه؟!
6.توی اون پیامک هم بهت گفتم این چه جواب خنده داریه که به من میدی؟!
پیامبر کجا مردم و تکلیف کرد که به طاغوت رای بدن؟!
7.بهت هم بگم که من سال 84 هم به قالیباف رای دادم تو دور اول، ای کاش همون موقع حضرت علامه که قطعن بنده از تو و همه ی پایداری ها، کتاب هاش و بیشتر و بهتر خوندم، نظر اطرافیان شون به ایشون غالب نمیشد و اشتباه جبران ناپذیری مثل ا.ن رو مرتکب نمیشدن.اشتباهی که فقط با تکلیف شرعی ایشون به مملکت ما تحمیل شد
8.وقتی نمی تونید آدم صالح رو پیدا کنید چرا اصرار دارید به مردم تکلیف شرعی کنید؟وقتی تحت تاثیر شاگردهاتون تصمیم میگیرید چرا از منتظری عبرت نمیگیرید؟جبران خسارت عظیم احمدی نژاد رو کی باید بده؟

جوابیه:

اول اینکه تپل جان ما همچنان دوستت داریم. دوم اینکه نون به نرخ روز خور در ادبیات ما معادل با همون سیاست مدار در ادبیات شماست. تو که میدونی من بعنوان یک لرِدهاتی با سیاست امروزی حتی با بخش ادبیاتش هم مشکل دارم. علی ایحال بخاطر بکار بردن این عبارت عذرخواهی میکنم!

مطابق با قوانین نشریات پاسخ شما در همان صفحه و همان ستون درج گردید.:)))))) :-* ضمنا مجدد یادآوری میشود که دوستت داریم!

پ.ن: تشخیص فحاشی-توهین و اهانت‏های موجود در پاسخ شما برعهده‏ی مخاطب است!




اثبات سلبی یا ایجابی؟
نویسنده : سید
تاریخ : دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392
زمان : 12:29


1:

دوستش دارم. از بچه‌های دوره‌ی لیسانسه ولی از سال پایینی‌های ما بود. بارزترین مشخصش نون به نرخ روز خوریشه. اون روزا که مشایی داشت برای دولت آینده نیرو تربیت میکرد(مشاورین جوان) این آقا و خیلی‌های دیگه از مشاورین جوان اهواز سینه چاکش بودن. بعد از جریان خانه نشینی محمود همین آقا و برخی از دوستانشون در مشاورین جوان خوزستان به سمت قالیباف متمایل شدند و این روزها عجیب برای قالیباف سینه چاکی میکنن!

2:

پیامک داده که "مصباح" باید بخاطر 8 سال جنایت احمدی نژاد روز قیامت جواب پس بده. براش فرستادم: امام خمینی هم باید جواب پس بده که چرا این انقلاب رو راه انداخت، امام زمان هم باید در مورد غیبتش جواب پس بده(که ما امروز به این روز افتادیم)، پیامبر هم باید توضیح بده که چرا حکومت راه انداخت(که مسلمونا اینطور بخاطرش به جون هم افتادن)! راستی شکایت خدا رو باید پیش کی ببریم که حق تشکیل حکومت رو به بشر واگذار کرد؟

3:

بهش گفتم: هیچ وقت اثبات خودت رو بر نفی دیگران بنا نکن داداش جون!

4:

 اگر هنوز در مورد دیگر کاندیداها مطلب نزدم برای اینه که مطالبم جمع و جور نشده. جمع و جور که شد میزنم ان شاالله.

5: جناب راحیل! تعریفتون از مدیر و ملاک های شناسایی یک فرد مدیر رو بگید لطفا!





مرجع دریافت قالب ها و ابزارهای مذهبی
Design By : Ashoora.ir


 

پایگاه جامع عاشورا